فلشکارت به شما میگوید 朋友 یعنی «دوست». داستان نشانتان میدهد این کلمه در جمله کجا مینشیند، با چه کلمههایی همراه میشود و چه حسی دارد. خواندن متنهای ساده در سطح خودتان یکی از لذتبخشترین راههای تثبیت لغات است. در این مقاله ۱۰ داستان کوتاه آوردهایم که برای همین مقاله نوشته شدهاند و بیشتر از لغات HSK 1 و 2 ساخته شدهاند. هر داستان پینیین، ترجمهٔ فارسی و فهرست واژههای کلیدی دارد.
برای یادگیری چینی با داستان، متنی انتخاب کنید که بیشتر کلمههایش را بلدید. هر داستان را سه بار بخوانید: بار اول فقط نویسهها (با نگاه به پینیین در صورت نیاز)، بار دوم با صدا و بار سوم بلند و بدون ترجمه. کلمههای جدید را به فلشکارتهایتان اضافه کنید. داستانهای زیر از سطح HSK 1 شروع میشوند و کمکم به HSK 2 میرسند.
چطور این داستانها را بخوانیم؟
۱. اول نویسهها را بخوانید. اگر کلمهای را نشناختید، پینیین را نگاه کنید.
۲. بعد ترجمه را چک کنید. فقط جاهایی را که مطمئن نبودید.
۳. بلند بخوانید. حواستان به تُنها باشد.
۴. فردا دوباره بخوانید. خواندن دوباره بخشی از روش است.
داستان ۱: 我的家 (خانوادهٔ من) — HSK 1
چینی:
我叫小明。我家有四口人:爸爸、妈妈、姐姐和我。爸爸是医生,妈妈是老师。我很爱我的家。
پینیین:
Wǒ jiào Xiǎo Míng. Wǒ jiā yǒu sì kǒu rén: bàba, māma, jiějie hé wǒ. Bàba shì yīshēng, māma shì lǎoshī. Wǒ hěn ài wǒ de jiā.
ترجمه:
اسم من شیائو مینگ است. خانوادهٔ ما چهار نفر است: پدر، مادر، خواهر بزرگم و من. پدرم پزشک است و مادرم معلم. من خانوادهام را خیلی دوست دارم.
واژهها: 口 kǒu (واحدشمار اعضای خانواده)، 医生 پزشک، 老师 معلم، 爱 دوست داشتن
داستان ۲: 喝茶 (چای خوردن) — HSK 1
چینی:
今天很冷。我和朋友去饭店。我们不喝咖啡,我们喝茶。茶很热,也很好喝。
پینیین:
Jīntiān hěn lěng. Wǒ hé péngyou qù fàndiàn. Wǒmen bù hē kāfēi, wǒmen hē chá. Chá hěn rè, yě hěn hǎohē.
ترجمه:
امروز هوا خیلی سرد است. من و دوستم به رستوران میرویم. ما قهوه نمینوشیم، چای مینوشیم. چای خیلی داغ و خیلی خوشطعم است.
واژهها: 冷 سرد، 热 گرم و داغ، 好喝 hǎohē خوشطعم (برای نوشیدنی)
داستان ۳: 买苹果 (خرید سیب) — HSK 1
چینی:
——苹果多少钱?
——一斤五块。
——太贵了!四块,可以吗?
——好吧。
——我要两斤。
پینیین:
— Píngguǒ duōshao qián?
— Yì jīn wǔ kuài.
— Tài guì le! Sì kuài, kěyǐ ma?
— Hǎo ba.
— Wǒ yào liǎng jīn.
ترجمه:
— سیب چند است؟
— هر جین پنج یوان.
— خیلی گران است! چهار یوان، قبول است؟
— باشد.
— دو جین میخواهم.
واژهها: 斤 jīn (واحد وزن رایج در چین، برابر نیم کیلوگرم)، 块 یوان (محاوره)، 太…了 خیلی…، 两 دو (قبل از واحدشمار)
داستان ۴: 小猫 (بچهگربه) — HSK 1–2
چینی:
我有一只小猫。它很小,也很漂亮。它喜欢睡觉。下雨的时候,它在椅子下面睡觉。
پینیین:
Wǒ yǒu yì zhī xiǎo māo. Tā hěn xiǎo, yě hěn piàoliang. Tā xǐhuan shuìjiào. Xià yǔ de shíhou, tā zài yǐzi xiàmiàn shuìjiào.
ترجمه:
من یک بچهگربه دارم. خیلی کوچک و خیلی قشنگ است. خوابیدن را دوست دارد. وقتی باران میآید، زیر صندلی میخوابد.
واژهها: 只 zhī (واحدشمار حیوانات کوچک)، 它 tā (آن، برای حیوان)، …的时候 وقتی که…، 下面 زیر
داستان ۵: 去北京 (سفر به پکن) — HSK 1–2
چینی:
明天我去北京。我坐飞机去。我想看看长城。我的中国朋友在北京工作,他说北京很大。
پینیین:
Míngtiān wǒ qù Běijīng. Wǒ zuò fēijī qù. Wǒ xiǎng kànkan Chángchéng. Wǒ de Zhōngguó péngyou zài Běijīng gōngzuò, tā shuō Běijīng hěn dà.
ترجمه:
فردا به پکن میروم. با هواپیما میروم. میخواهم دیوار بزرگ را ببینم. دوست چینیام در پکن کار میکند. او میگوید پکن خیلی بزرگ است.
واژهها: 坐 سوار شدن، 看看 نگاهی انداختن (تکرار فعل برای «کمی»)، 长城 Chángchéng دیوار بزرگ چین
داستان ۶: 生日 (تولد) — HSK 2
چینی:
今天是妹妹的生日。她八岁了。妈妈买了一个大蛋糕。我们一起唱歌。妹妹非常高兴。
پینیین:
Jīntiān shì mèimei de shēngrì. Tā bā suì le. Māma mǎi le yí ge dà dàngāo. Wǒmen yìqǐ chànggē. Mèimei fēicháng gāoxìng.
ترجمه:
امروز تولد خواهر کوچکم است. هشت ساله شده. مادر یک کیک بزرگ خرید. همه با هم آواز خواندیم. خواهرم خیلی خوشحال بود.
واژهها: 妹妹 خواهر کوچکتر، 蛋糕 dàngāo کیک (فراتر از HSK 2)، 一起 با هم، 了 (تغییر وضعیت: «هشت ساله شده»)
داستان ۷: 迟到 (دیر رسیدن) — HSK 2
چینی:
早上我七点起床。我没吃早饭就去学校。可是,公共汽车很慢。我到学校的时候,已经八点半了。老师说:"明天早一点儿!"
پینیین:
Zǎoshang wǒ qī diǎn qǐchuáng. Wǒ méi chī zǎofàn jiù qù xuéxiào. Kěshì, gōnggòng qìchē hěn màn. Wǒ dào xuéxiào de shíhou, yǐjīng bā diǎn bàn le. Lǎoshī shuō: "Míngtiān zǎo yìdiǎnr!"
ترجمه:
صبح ساعت هفت بیدار شدم. صبحانه نخورده به مدرسه رفتم. اما اتوبوس خیلی کند بود. وقتی به مدرسه رسیدم، ساعت هشت و نیم شده بود. معلم گفت: «فردا کمی زودتر بیا!»
واژهها: 起床 بیدار شدن، 早饭 صبحانه، 可是 اما، 已经…了 دیگر… شده بود، 半 نیم
داستان ۸: 学汉语 (یادگیری چینی) — HSK 2
چینی:
阿里是伊朗人。他在学汉语。他觉得汉字很难,但是很有意思。他每天学习十五分钟。现在他会写一百个字了。
پینیین:
Ālǐ shì Yīlǎng rén. Tā zài xué Hànyǔ. Tā juéde Hànzì hěn nán, dànshì hěn yǒu yìsi. Tā měitiān xuéxí shíwǔ fēnzhōng. Xiànzài tā huì xiě yìbǎi ge zì le.
ترجمه:
علی ایرانی است. او دارد چینی یاد میگیرد. به نظرش نویسههای چینی سختاند، ولی خیلی جالباند. هر روز پانزده دقیقه درس میخواند. حالا دیگر صد نویسه را میتواند بنویسد.
واژهها: 觉得 به نظر رسیدن، 难 nán سخت، 有意思 جالب، 每天 هر روز
داستان ۹: 问路 (پرسیدن راه) — HSK 2
چینی:
——请问,医院在哪儿?
——一直走,然后往右拐。
——远吗?
——不远,走路五分钟。
——谢谢!
——不客气。
پینیین:
— Qǐngwèn, yīyuàn zài nǎr?
— Yìzhí zǒu, ránhòu wǎng yòu guǎi.
— Yuǎn ma?
— Bù yuǎn, zǒulù wǔ fēnzhōng.
— Xièxie!
— Bú kèqi.
ترجمه:
— ببخشید، بیمارستان کجاست؟
— مستقیم بروید، بعد به راست بپیچید.
— دور است؟
— نه، پنج دقیقه پیاده.
— ممنون!
— خواهش میکنم.
واژهها: 一直 مستقیم، 然后 بعد، 往右拐 به راست پیچیدن، 走路 پیاده رفتن
داستان ۱۰: 下雨了 (باران گرفت) — HSK 2
چینی:
下午天气很好,我和弟弟去公园踢足球。突然下雨了!我们没有伞,跑回家了。妈妈说:"快去洗澡,别生病了。"
پینیین:
Xiàwǔ tiānqì hěn hǎo, wǒ hé dìdi qù gōngyuán tī zúqiú. Tūrán xià yǔ le! Wǒmen méiyǒu sǎn, pǎo huí jiā le. Māma shuō: "Kuài qù xǐzǎo, bié shēngbìng le."
ترجمه:
بعدازظهر هوا خیلی خوب بود. من و برادر کوچکم به پارک رفتیم تا فوتبال بازی کنیم. ناگهان باران گرفت! چتر نداشتیم و دواندوان به خانه برگشتیم. مادر گفت: «زود برو حمام، مبادا سرما بخوری.»
واژهها: 公园 gōngyuán پارک، 突然 tūrán ناگهان (فراتر از HSK 2)، 伞 sǎn چتر، 别…了 مبادا…
سؤالهای درک مطلب
۱. در داستان ۱، مادر شیائو مینگ چه کاره است؟
۲. در داستان ۳، خریدار چند جین سیب میخرد؟
۳. در داستان ۷، چرا راوی دیر رسید؟
۴. در داستان ۸، علی هر روز چقدر درس میخواند؟
پاسخها:
۱) معلم (老师) ۲) دو جین (两斤) ۳) چون اتوبوس کند بود ۴) پانزده دقیقه
چرا خواندن داستان اینقدر مؤثر است؟
- تکرار طبیعی: کلمههای پرکاربرد بارها در بافتهای مختلف تکرار میشوند.
- گرامر بدون جزوه: ساختارهایی مثل …的时候، 已经…了 و 太…了 را در عمل میبینید. (گرامر پایه)
- انگیزه: تمام کردن یک داستان، حتی کوتاه، حس پیشرفت واقعی میدهد.
تمرین در آیولینگو: بخش داستانها داستانهای درجهبندیشدهای دارد که بر اساس سطح HSK مرتب شدهاند و پینیین و ترجمهٔ فارسی دارند. کلمههای جدید هر داستان را بعد در فلشکارتها مرور کنید.
پرسشهای متداول
از چه سطحی میتوانم داستان چینی بخوانم؟
از همان ماه اول، به شرطی که داستان درجهبندیشده باشد. با حدود ۱۰۰ کلمه میتوانید داستانهای بسیار ساده مثل داستانهای ۱ و ۲ این صفحه را بخوانید.
پینیین را بخوانم یا نویسهها را؟
سعی کنید اول نویسهها را بخوانید و فقط هنگام گیر کردن پینیین را نگاه کنید. تکیهٔ همیشگی به پینیین، شناخت نویسهها را عقب میاندازد.
چند درصد کلمههای متن را باید بلد باشم؟
قاعدهٔ دقیق ثابتی وجود ندارد، ولی متنی که بیشتر کلمههایش را میشناسید (مثلاً حدود ۹۰ درصد) برای خواندن روان و لذتبخش مناسبتر است.
این داستانها از کجا آمدهاند؟
این ده داستان برای همین مقاله و با واژگان پایه نوشته شدهاند تا برای مبتدیها قابل خواندن باشند.
بعد از این داستانها چه بخوانم؟
داستانهای بلندتر سطح ۲ و ۳، و متن آهنگهای ساده. (یادگیری چینی با آهنگ)
ادامهٔ تمرین در آیولینگو ↗